حتی بوهای گند هم مثل عطر و ادکلن شخصیتهای متفاوت و مستقلی دارند !...
+
دوشنبه 31 تیر1387 18:53 روشنک هوشمند
|
جست و جو
تازگی ها به محله های جنوب شهر تهران علاقه خاصی پیدا کردم .. محله های قدیمی .. خیابونای شلوغ .. ماشینای درب و داغون .. زنای چادری .. زنایی با مانتو روسری های کهنه و از مد افتاده و رنگ و رو رفته .. پسربچه هایی کچل و پیرمرد های تسبیح به دست و جلیقه پوش ..
این روزا همه اش اونورا ولوام .. دوربین به دست برای شکار یه لحظه .. یا یه پنجره .. صندلی .. آدم .. یا شایدم چیزی برای یاد گرفتن ...
همه چیز متفاوته !..حتی نوع متلک هایی که میشنوم و مزاحمت های خیابونی که توی این محله ها برام ایجاد میشه با نوع مزاحمت ها و متلکهای خیابونی محله های بالای شهر متفاوته و جالب تر اینکه حس می کنم حتی کثافت پایین شهر از بالای شهر بوی گند کمتری داره ..
سالها و سالها میگذره و هیچ وقت این اختلاف طبقاتی بالاشهر و پایین شهر تهران عوض نمیشه که نمیشه .. البته به نظر من از بعضی جهات بهتره که عوض نشه .. صفا و سادگی و نگاه های تمیز این مردم کاشکی که هیچ وقت با معصومیت از دست رفته محله های بالا شهر تهران عوض نشه ..
اینا رو واسه این نمی نویسم اینجا که بگم من بالای شهر میشینم یا پایین شهر !.. من دقیقاً وسط شهر میشینم . همیشه کسی که جانب میانه رو داره قضاوت عادلانه تری داره تا کسی که از موضع بالا یا پایین به جایی یا موقعیتی نگاه میکنه ..
این روزا دنبال چیزایی می گردم .. دنبال چیزایی که گم کردم .. دنبال یه حس تازه .. تمیز و بدون چرک مردگی .. با دوربینم راه افتادم توی شهر .. دارم دنبالش می گردم ..
از اسم ها .. اداها .. تیترها و نقابها .. نمایش های احمقانه برای اثبات میزان شعور و سواد .. از لودگی ها و مسخرگی های تازه به دوران رسیده های فرهنگی خسته شدم .. دلم یه حس ناب می خواد .. یه منظره ساده و اصیل ..
می دونم که برای رسیدن به چنین حسی باید زشتی ها رو هم ثبت کنم .. باید درکشون کنم .. دوباره و سه باره و صدباره ... باید فکر کنم هزارباره ..
باشه !.. اما چیزی که من دنبالش می گردم زشتی نیست ..
زشتی هایی که میخوان ثابت کنن که زیبایی یه دروغ محض بیشتر نیست .. من با زشتی ها کنار میام .. درکشون می کنم .. ثبتشون می کنم اما هرگز بهشون تن نمیسپرم ..
زشتی هایی که مثل شیطونکهای توی کارتونهای بچه ها مدام ورجه وورجه می کنن و کنار دیوار ها زیر نور مهتاب می چرخن و می رقصن و بزرگی سایه هاشون رو به رخ آدما می کشن ..
یه حس تازه یه جا منتظر منه !... فقط باید بگردم تا پیداش کنم .. می دونه که من چقدر خسته ام .. می خوام خسته گیم رو در کنم ..
+
دوشنبه 31 تیر1387 17:22 روشنک هوشمند
|
آنقدر نگران گندهای کوچک زندگی خود نباشید چون ممکن است از گند بزرگتری غافل بمانید !...
+
جمعه 14 تیر1387 11:24 روشنک هوشمند
|
رابطه سینوس و نیچه !..
فعلاً حال و حوصله نوشتن ندارم .. نه اینکه بخوام ژست افسردگی بگیرم یا وانمود کنم که توی قعر سینوس احساسیم قرار دارم .. نه بابا .. با افسردگی که دارم کنار میام .. بدون هیچ قرص و دوا و کوفت و زهرماری .. از غلظت احساساتم کم شده .. این خبر خوبیه . تبدیل شدم به لحظاتی گذرا از شادی ها و غم ها .. لحظاتی که به سرعت به هم تبدیل میشن و جاشون رو گاهی در کمتر از نیم ساعت با هم عوض می کنن .. اما خوبیش اینه که طول موج این سینوس داره روز به روز کمتر و کمتر میشه .. من که نمی تونم این سینوس لعنتی رو به یه خط ممتد یا دست کم اریب با شیب ثابت تبدیل کنم پس فقط باید سعی کنم طول موجش رو کوچیکتر کنم .. داروهایی که فقط 3 روز مصرف کردم دقیقاً کارشون همین بود .. من رو به یه خط ممتد بی هیجان تبدیل می کردن .. یه آدم کاملاً ثابت اما بی روح و مات !.. حالم به هم می خورد از خودم .. این روزها دامنه تغییراتم بیشتر میشه اما عمق درد و لذتم کم میشه .. این واسه من خوبه .. خودم می دونم .. امتحان کردم .. پس زنده باد خودم !..
حالا خوبه نوشتم که حوصله نوشتن ندارم و این همه دارم اینجا وراجی می کنم .. نمی دونم .. شاید دو ساعت دیگه بیام و بنویسم باز .. بگذریم ..
داشتم وبلاگهای برخی از منتقدین محترم ادبی رو نگاه می کردم .. منتقد ادبی بودن هم یه شغل تمام وقت بانمکه به نظر من .. هر منتقدی واسه خودش یه دفتر و دستکی بعد از مدتی به هم میزنه و میشینه و تز میده در مورد چه چیزهایی باید نوشت و نباید نوشت !.. چه کسی نویسنده ( می باشد ) و چه کسی نویسنده ( نمی باشد ) .. بعدم معلوم نیست این معیار تشخیص رو از کدوم قوطی و صندوقچه ای بیرون میارن .. یه جایی خوندم یکی نوشته بود نویسنده بد هم خوبه داشته باشیم چون خواننده بد داریم و لازمه .. البته این تقریباً شبیه به اون جمله نیچه است .. نیچه یکی از عشقای بی رقیب منه اما اینکه کی و کجا و چه کسی از این جمله استفاده می کنه برام جالبه کلاً .. کاش این عالیجنابان ارغوانی پوش منتقد کار نویسنده های جوان و نوپا رو آسون کنن و دست کم موضوعاتی رو که از نظر ایشان مناسب تشخیص داده میشود برای نوشتن توصیه کنن .. یه جور سرمشق مثل معلمای دیکته دوره ابتداییمون مثلاً !!! .. اینجوری از تعداد نویسنده های بد کم میشه به نویسنده های خوب اضافه میشه .. جناب نیچه هم دیگه تنش توی گور نمی لرزه ..
+
پنجشنبه 13 تیر1387 20:52 روشنک هوشمند
|