تبليغاتX
دیوار نوشته -

لولوخورخوره های مهربان


سهراب گفته گاه زخمی که به پا داشته ام .... ! همه از 14 سالگی از حفظیمش و البته هدایت هم گفته در زندگی زخم هایی هست که مثل لولوخور خوره ها شبها به سراغت می آیند و همه سهراب خوانی های نوجوانی ات را زنده زنده می جوند !.. 30 را که رد می کنی این دو انگار کنار هم بهتر جا خوش می کنند و جفت و جور می شوند .. اما خداییش جز اینها که می توانست این همه سیب زمینی برایت پوست بکند ؟ این همه پیاز سر ببرد ؟ این همه لوله باز کند ؟ این همه چاه خالی کند ؟ .. نقاب بیاندازد ؟ .. رسوا کند ؟ .. این همه ادعا و یاوه و طبل و دهل و خدم و حشم این و آن را به یکباره نیست و نابود کند ؟ .. این همه به تنهاییت اعتبار و ارزش ببخشد و بزرگت کند ؟ .. لولوخورخوره ها مثل براندازها عمل می کنند .. به تو ثابت می کنند که وقت رنج و زجر هر چه جز خودت که به آن آویخته ای علف هرزه ای بیش نیست .. دیوار نیمه خرابیست که در کدام سو فرو ریختنش مردد است و به محض لمس کردنش به تصمیم می رسد !.. چاه سیری ناپذیریست که با مکیدن تو اندکی پر می شود و نهایتاً گاو بزرگ گرسنه ایست که آرزوی نشخوار کردنت را دارد .. لولوخورخوره های زخمها مثل همان سادیستهای دلسوز اصیل ایرانی خودمان هستند .. نه می توان از آنها دلگیر شد و نه می توان از دستشان رهایی یافت .. بالاتر از آن می توان از آنها سپاسگزار بود و به آنها احترام گذاشت . من لولوخورخوره های زخم هایم را دوست دارم .


+  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 0:29   روشنک هوشمند  |