مایکل جکسون را دوست داشتم ..
بزرگترهای خانه دوستش داشتند .. به همین خاطر همیشه کلیپ ها و کاستهای ترانه های او تازه به تازه به خانه ما می رسید .. مامان از قیافه جدید او چندشش میشد و همیشه می گفت که وقتی سیاه پوست بود بیشتر دوستش داشت اما صدایش را همیشه می پسندید و تقریباً از معدود صداهایی بود که توی خانه با ولوم بالا اجازه شنیدنش را داشتیم .. بابا از حرکات نرم و ریتمیک او خوشش می آمد .. مخصوصاً آن کنسرتش که لباس طلایی پوشیده بود و بهترینهایش را می خواند و دختری از تماشاچی ها را به قید قرعه بغل کرد و دخترک در آغوشش از خوشحالی و هیجان برای دقایقی زار می زد .. خواهر و برادرم که عاشقش بودند .. من اوایل قیافه اش را زیاد دوست نداشتم اما به تدریج مهربانی و کودکی خاصی را در آن چهره دفرمه و سفید شده در اثر بیماری و جراحی های مختلف یافتم که در کمتر خواننده آمریکایی دیده بودم .. صدایش به نظرم آسمانی و لطیف می آمد .. تهمتها و قضاوتهای ناخوشایند زندگیش را همیشه پیگیری می کردم اما همیشه با خود می گفتم حتی اگر حقیقت هم داشته باشند باز هم او یکی از خواننده های محبوب زندگی من خواهد بود .. چون من از کودکی یاد گرفته بودم که یک هنرمند .. یک خواننده .. یک نقاش .. یک هنرپیشه .. یک نویسنده .. یک شاعر یا یک موزیسین هم آدم است !.. یک آدم معمولی که حق زندگی کردن .. انتخاب کردن و اشتباه کردن دارد درست مثل سایر آدمها .. آنها هرگز قهرمانان زندگی من نبودند .. مایکل هم هرگز قهرمان زندگی من نبود اما چیزی که برایم مسلم بوده و هست این است که او هرگز نخواست خود را قهرمان اخلاق و انسانیت معرفی کند .. او هرگز نخواست خودش را کسی که نیست جا بزند .. هر چند من کسی که همه ساله میلیونها دلار از درآمد خود را برای کودکان بی سرپرست و گرسنگان آفریقایی هزینه می کرد ، نمی توانم با یک هنرمند یا نویسنده معمولی که فقط وقت هیاهوها و غوغاهای سرخوشانه و شادمانه میان مردم خودی نشان می دهد و دیگر هیچ ، برابر بدانم . من عقیده دارم که یک هنرمند یا نویسنده ، هرگز قهرمان ملی نبوده و نیست اما به اندازه تأثیری که می گذارد و ادعایی که دارد دست کم می تواند به اندازه مردم عادی و معمولی کوچه و خیابان نسبت به اتفاقات سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و زیست محیطی کشورش از خود عکس العمل نشان داده و بی تفاوت باقی نماند .
همانطور که یک هنرمند یا یک نویسنده حق انتخاب دارد باید به دوستداران و مخاطبانش هم حق انتخاب بدهد . حق انتخاب برای اینکه دیگر او را دوست نداشته باشند و از خودشان ندانند .
فرصت طلبی ، حزب باد بودن ، ترس و محافظه کاری بیش از حد ، در هیچ کجای دنیا برای هیچ انسانی صفات پسندیده و ارزشمندی محسوب نمی شوند ، چه برسد برای افرادی که بواسطه مخاطبان و دوستدارانشان نزد عوام از نظر وجوه مختلف انسانی متمایز و شاید ممتازتر از سایر مردمان تلقی می گردند چه خودشان بخواهند و چه نخواهند که اکثراً نه تنها چنین می خواهند بلکه با سکوت و رفتارهای تشویق کننده به این طرز تلقی همیشه دامن زده اند .
به عنوان یک هنرورز کوچک در زمینه عکاسی و نقاشی ( من هنوز خود را لایق عنوان هنرمند نمی دانم .. به معیارهای خودم برای کسب چنین عنوانی حتی نزدیک هم نشده ام .. ) و کسی که می نویسد ( گاهی شعر .. گاهی داستان .. ) ، از همه هنرمندان و نویسندگان جوان و میانسال و کهنسال کشورم که در این روزها در کنار مردم و پا به پای آنها برای تغییر و آزادی بیان و اندیشه تلاش کرده و می کنند ، ( حتی اگر تنها به امضاء کردن بیانیه ای هم بسنده کرده باشند .. ) سپاسگزارم و به آنها افتخار می کنم و همواره احترام می گذارم .
Michael jackson